اهـــای با توام(مخاطب خاص)

عکس های فانتزی از چهره دختران معروف

 

اهـــای با "توام"

 

میدانـــی بـــا مـــــن چـــــه کــــردی ...؟!

 

تــــــــو مــــــــرا کشتــــی ...

 

بـــــرای خـــــودم ناراحـــــت نیستـــــم ...

 

بـــــرای دختـــــرت نگرانـــــم ...!

 

نکنـــــد " تقـــــاص آه مـــــرا " او پـــــس بدهـــــد

یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..

 

رفتنـــت ..

 

نبودنت !

 

نــ ـ ــآمردیــت ,

 

نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !

 

فقــــــط ..

 

یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..

 

چگونـﮧ نگآهــت کرد ؟؟

 

ڪـﮧ مرآ تنهــآگذآشتـﮯ ...

شُــغـلَـش ایــטּ بُــوב بـــآیَــב،

 

شُــغـلَـش ایــטּ بُــوב بـــآیَــב،

 

عــــآشِــق ڪـنَــב...

 

 

تَــنــہـآبُــگــذآرَــב و بِــرَوَב..!

 

نــــآمَـــــــــرב... نــِمـــﮯבآنُــ م! شــآیَــב !

 

مــآمـُــور بُــوב و‌ مَــعــذُور..

 

آنقدر " تعویـــــــــــض " نکنید !!!

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

آنقدر " تعویـــــــــــض " نکنید !!!

به خدا گاهی
می توان

رابطه ها را" تعمـــــــــــــیر " کرد !

حتی

با یک لبـــــــخند عاشقانه !

به کسی که دوستش داری  بگو که چقدر بهش علاقه داری

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

به کسی که دوستش داری

بگو که چقدر بهش علاقه داری


و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی


چون زمانی که از دستش بدی


مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی


او دیگر صدایت را نخواهد شنید...!

"پابلو نرودا"

خداوندا

تو با دلم بازی کردی

درد من تنهایی نیست !

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

 

درد من تنهایی نیست !

درد من این است که ...

هر روز از خودم میپرسم :

مگر خودش مرا انتخاب نکرد ؟!؟!

حـوآست بـآشـد بـآنـو... !

 

حـوآست بـآشـد بـآنـو... !


اگر بـہ مـَردے بـیـش از حـَد بـَهـآ دَهـے...


دیگر بـرآے دآشتـنـت تـلآش نـمـے کنـد ...

 

نگـآهـش سَرد مـے شَود ...

 

کلآمـَش بـے روح ...

 

دستـآنَش یـخ زده ...

 

و حرف هـآیَش بـوے دل مُردگـے مـے گیـرد ...

 

درست مث مـَرد مـَن...:

من رسماً از بزرگسالی استعفا میدهم!

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|
 
بدینوسیله
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
 و مسئولیت های یک کودک هشت ساله را
 قبول می کنم!
 
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
 و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است...
 
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
 چون می توانم آن را بخورم...
 
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
و با دوستانم بستنی بخورم
 
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم
 
می خواهم به گذشته برگردم،
 وقتی همه چیز ساده بود،
 
 وقتی داشتم رنگها را،
 جدول ضرب را
و شعرهای کودکانه را
 یاد میگرفتم...
 
وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم
و هیچ اهمیتی هم نمی دادم
 
می خواهم ایمان داشته باشم که هرچیزی ممکن است
 و می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم...
 
 
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدرزیباست
و همه راستگو و خوب هستند...
 
 نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
 خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...
 
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم...
 
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
 
 به یک کلمه محبت آمیز، 
 به عدالت،
 به صلح،
 به فرشتگان،
 به باران،
 و به . . .
 
این دسته چک من،
 کلید ماشین،
 کارت اعتباری
 و بقیه مدارک،
 مال شما!
 
من رسماً از بزرگسالی استعفا میدهم!

(سانتیا سالگا)

آموزنده

دلم نه عشق میخواهد.....

سکوت.

دم از بازی حکم میزنی!!!

زندگی به من آموخت....

خخخخخخ(طنز)

شعری زیبا از فروغ فرخزاد

گاهی وقتا